الشيخ محمد الصادقي الطهراني

29

علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)

از حضرت صادق عليه السلام درباره‌ى دو نفر از اصحابمان پرسيدم كه نزاعى در دين يا ارث داشته و دعواشان را نزد سلطان يا قاضيان شرع ! برده‌اند آيا اين حلال است ؟ فرمود : هركه در حق يا باطلى به‌نزد اينان شكايت برد شكايت به‌طاغوت برده . و آن‌چه به‌حكمِ اينان گرفته شود گرچه به‌حق ثابت باشد حرام است زيرا به‌حكم طاغوت گرفته و خدا أمر فرموده كه به‌طاغوت كفر ورزيد : « يُرِيدُونَ أنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْامِرُوا أنْ يَكْفُرُو بِه » ( 4 : 60 ) : مىخواهند محاكمه را نزد طاغوت برند و حال آن‌كه مأمورند به آن كافر شوند . گفتم : پس چه كنند ؟ فرمود : نظر كنند - بنگرند به‌كسى از شما كه حديث ما را نقل كرده و در حلال و حرام ما نظر افكنده و احكام ما را دانسته ، بايد به حَكَميتِ چنان‌كسى هر دو راضى شوند ، و من‌هم او را محققاً بر شما حاكم نهادم ، پس اگر به‌حكم ما حكم كرد و از او پذيرفته نشد اين متخلف حكم خدا را سبك شمرده و بر ما ردّ و مخالفت كرده ، رد كننده‌ى بر ما ، بر خدا رد كرده و او در حدِّ شرك به‌خداست . گفتم : اگر هريك مردى از اصحابمان را برگزيد و هر دو راضى شدند كه اين‌دو نفر در حقشان نظر كنند ، ولى اين‌دو در حكمشان اختلاف كردند و هر دو در حديث شما اختلاف نمودند ؟ فرمود : حكم صحيح آن است كه شخص عادل‌تر و فقيه‌تر و راستگوتر در حديث و با تقواتر حكم كرده و حكم ديگرى مورد التفات نيست . گفتم : هر دو - به‌گونه‌اى برابر - عادل و نزد اصحابمان پسنديده‌اند